شب جمعه هست و ارواح مردگان آزاد و از توییت هایی که میشه معلومه زن و شوهر ها آماده میشن برن سر کارشون. موضوعی که میخوام براتون در موردش باهاتون صحبت کنم , موضوعی هست که همه انسانها از اول خلقت تا الان که هست باهاش مشکل دارند . شاید هم ندارند و من فکر …
بایگانی نویسنده:امیر حبیبزاده
من در آواتک
تجربه سفر به استانبول
رابطه ی ریش و برنامه نویسی
خوب باشیم و خوب بودن را به دیگران یاد دهیم. #کاپشن
اتفاقات خوبی در حال رخدادن است . یکیش که میخوام الان معرفی کنم انجمن خیریه حس است که کمپین جمع آوری پول برای خریدن کاپشن برای کودکان نیازمند رو شروع کرده و فکر میکنم استقبال خیلی خوبی شده تا الان ۱۸۸ نفر کمک کردند و در حدود شش میلیون پول جمع شده . چون زمستون …
ادامهٔ “خوب باشیم و خوب بودن را به دیگران یاد دهیم. #کاپشن”
تجربه هفتم-مهاجرت
من به تقدیر اعتقاد ندارم.
تجربه ششم – جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته .
تجریه قبلی بیشتر در مورد انتخاب شریک و تیم بود . اواخر سال ۹۱ یه پیشنهاد کاری داشتم و چون در وضعیت بدی بودم ، مجبور شدم برم اونجا کار کنم وقتی اونجا رفتم بهنام و حسینم بردم اونجا . شرکت خودمون رو هم فقط دو تا بازاریابمون داشتند میگردوندند . خب معلوم بود که هیچ …
ادامهٔ “تجربه ششم – جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته .”
تجربه پنجم – شریک, تیم, دوست
تجربه قیلی بیشتر در مورد تغییراتی که در مورد نحوه فعالیت انجام دادیم بود. سال ۹۱ شروع شد . سالی که ناامیدی توش زیاد به چشم دیده میشد . روزهای اول سال گذشت . من و دامون یعنی شریکم به دلایلی همچون بی پولی , نبود برنامه برای آینده و انواع و اقسام بدهی ها …
ادامهٔ “تجربه پنجم – شریک, تیم, دوست”