مبهم

این روزها دایما دارم به صفحه سفیدی نگاه میکنم. صفحه افزودن پست برگه هدف هایم ادیتورم که البته سیاه است و خیلی چیزهای دیگر نگاه میکنم و در ذهنم خطوطی همانند خطوط روی دیواری که دراین عکس به آن نگاه می کنم رد می شوند. همه چیز مبهم است. زمان خواهد برد تا پر شوند …

رویا و آرزوی من برای تبریزم

بنا به درخواست بهروز بختیاری در این پستش که در مورد تبریز و جامعه حرفه ای اون بنویسیم , من هم به عنوان تبریزی میخوام آرزوی خودمو بنویسم. شاید آرزوی من تو سطح خودم باشه ولی از هیچ چی که بهتره . 🙂 بزارین اول کار یه آهنگ به اسم تبریز واستون پخش کنم بعد بگم …

تجربه دوم – اول درآمد بعدا هزینه

ما ایده داشتیم و به اینجا رسیدیم که شرکت داشتیم. جونم براتون بگه که تو تاریخ ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ به مدیر عاملی دامون طاهری و ریاست هیات مدیره بنده حقیر شرکتمون به ثبت رسید. ولی هییت مدیره کجاست منم و دامون . خب چی میشه هرچه کمتر بهتر. حالا وقتشه بفروشیم . ولی دوتایی به این فکر …

تجربه اول – ما کارمون رو با یه ایده شروع کردیم.

سال ۸۹ بود, البته دقیق تر بگم اردیبهشتش هم بود ,  من بودم و دامون طاهری,  یه چند ماهی از یاد گرفتن PHP ما نگذشته بود که دامون زنگ زد امیر یه پروژه گرفتم . منم گفتم ایول بریم سراغش . یه قیمت دادیم حدود ۷ میلیون و چون تو تبریز بودیم و این عدد …

سلام کلیشه

این اولین پست بلاگ من هست. ورد پرس رو نصب کردم و از پیام صادری عزیز که زحمت مرتب سازی و فارسی کردن قالبی که از این سایت گرفته بودم رو کشیده تشکر میکنم. اولین پست پیش فرض وردپرس سلام دنیا هست . خب منم سلام دنیا رو سلام کلیشه نوشتم . چون همه چیز ما کلیشه ای …